توصیه ها و راهنمایی هایی برای انتخاب و به کارگیری استراتژی های یکپارچگی یا ادغام

مقدمه

همیشه انتخاب استراتژی های مناسب برای سازمان ها مشکل و تاحدودی پییچیده است. مطمئنا شما که با انواع استراتژی ها آشنایی دارید در هنگام تدوین و انتخاب استراتژی ها با این مسئله روبرو می شوید که کدام استراتژی برای کسب و کار و شرکت شما مناسب تر و جذاب می باشد.

روش های گوناگونی جهت انتخاب استراتژی ها ارائه گردیده است. با اینحال در این مطلب فارغ از اجرای سیستماتیک و نظام مند روش های تدوین، ارزیابی و انتخاب استراتژی ها، موقعیت هایی به صورت موردی، مطرح می گردند و متناسب با آن موقعیت ها استراتژی هایی برای به کارگیری، توصیه می گردند.

به عنوان مثال اگر صنعت بالا دست کسب و کار شما سودآور است و شرکت شما نیز توانایی اداره ی سازمانی دیگر را به لحاظ توان مدیریتی داشته و البته توان مالی جهت خرید، تصاحب و مالکیت آن را هم دارد، استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا توصیه می گردد. بقیه رهنمودها را در زیر می بینید.

یکپارچگی یا ادغام عمودی به بالا
توزیع کنندگان کنونی سازمان، پر هزینه یا غیر قابل اعتماد هستند و یا توان عملیاتی مطلوبی ندارند.

اگر توزیع کنندگان نمی توانند نیازهای شرکت را از نظر توزیع و پخش محصولات، تامین کنند به این معنی که اگرشما با توزیع کنندگان، کلی فروشان، شرکت های حمل ونقل، انبارداران و دیگر عوامل سیستم پخش و فروش دچار مسئله هستید به طوری که آنها امکانات مناسب و مطلوبی مانند قیمت مناسب، خدمات با کیفیت، پاسخگویی مناسب و . . . را ارائه نمی کنند، یک انتخاب مناسب این است که خود مالکیت و مدیریت آن شرکت ها را به عهده بگیرید.

همینطور هنگامی که شرکت های پخش یا توزیع کننده محصولات شرکت، دارای ظرفیت یا توان لازم نباشند و در واقع این شرکت ها تمایل ندارند و یا شاید توانایی آن را نداشته باشند که برای سازمان شما امکانات مناسب توزیع را فراهم نمایند تا شما بتوانید از ظرفیت کامل تولید خود استفاده کنید.
هنگامی که شرکت در یک صنعت رو به رشد به رقابت می پردازد و انتظار می رود که این روند با سرعت بیشتری گسترش یابد.

توجه داشته باشید که در صورتی که در بازاری رو به رشد فعالیت می کنید، استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا فرصتی را برای سازمان شما به وجود می آورد که با خیال آسوده تر به گسترش و توسعه ظرفیت های تولید و فروش خود همت بگمارید.
هنگامی که سازمان دارای سرمایه و منابع انسانی مورد نیاز است و می تواند برای توزیع محصولات خود، سازمانی جدید را اداره نماید.

البته توصیه می کنم که اگر هم منابع مالی لازم و کافی را در اختیار دارید اما توان مدیریتی در سطح مناسب برای اداره سازمانی بزرگ و گسترده را ندارید این استراتژی را به کار نگیرید.
هنگامی که در تولید محصولات خود، دارای مزیت بسیار بالایی می باشید.

در این وضعیت، شرکت باید بدین گونه عمل کند، زیرا می تواند از طریق گسترش دادن فعالیت ها و اجرای استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا، بر میزان تقاضا برای محصولات خود بیفزاید. محصولاتی که سازمان در تولید آنها دارای مزیت است و طبعا سود خوبی هم نصیب سازمان می کنند.
هنگامی که شرکت های پخش یا توزیع کننده کنونی، دارای سود ناویژه بسیار بالایی هستند.

این وضع ایجاب می کند که شرکت تشکیلاتی را به کار گیرد که بتواند محصولات پر تقاضای خود را به شیوه سودآور، توزیع نماید و قیمت ها را به گونه ای تعیین کند که بتواند در بازار رقابتی از مزایای استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا، استفاده نماید زیرا که سیستم توزیع را در کنترل خود دارد. به جز این خود فرآیند توزیع که هم محصولات سازمان و هم محصولات سازمان های رقیب را هم شامل می شود، بازده سرمایه خوبی دارد و درآمد و سود قابل توجهی هم برای سازمان به ارمغان می آورد.

یکپارچگی یا ادغام عمودی به پایین
وجود مشکل در عرصه تأمین مواد اولیه، قطعات نیم ساخته و یا حتی خدمات پیمانکاری مورد نیاز برای انجام فعالیت های کسب و کار

هنگامی که عرضه کنندگان کنونی مواد اولیه، قیمت ها را بسیار بالا منظور می نمایند، قابل اعتماد نیستند یا نمی توانند قطعه ها، لوازم، وسایل، مواد اولیه و خدمات مورد نیاز را در مقادیر مورد نیاز و در زمان مقرر تأمین نمایند.
هنگامی که عده عرضه کنندگان مواد اولیه اندک و عده شرکت های رقیب، زیاد است.

کنترل بازار مواد اولیه که در تسلط تعداد کمی شرکت های تولید کننده مواد اولیه می باشد می تواند میزان تسلط و تأثیرگذاری حتی بر رقبا را به شما ارزانی دارد.
هنگامی که سازمان در صنعتی به رقابت می پردازد که به سرعت مسیر رشد را می پیماید

در این موقعیت، استراتژی های مبتنی بر یکپارچه نمودن فعالیت های شرکت مانند استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا و یکپارچگی عمودی به پایین موجب می شوند که سازمان در صنعتی که رشد مناسبی دارد، کسب و کار خود را گسترش دهد و از پرداختن به زمینه های دیگر بپرهیزد.
هنگامی که یک سازمان دارای سرمایه و منابع لازم است و می تواند سازمان جدیدی را برای عرضه مواد اولیه خود، اداره نماید.

این عامل برای تمامی موقعیت های به کارگیری استراتژی های یکپارچگی عمودی به بالا، به پایین و افقی، یک شرط کافی می باشد. حتی اگر یک یا چند عدد از عواملی که در این مطلب آمده در شرایط سازمان شما برای اتخاذ استراتژی های یکپارچگی صدق می کند اما توان مدیریتی و سیستمی لازم برای اداره سازمانی بزرگ و گسترده را ندارید یا نمی توانید به دست آورید، توصیه می کنم از اجرای این استراتژی ها منصرف شوید.
هنگامی که مزیت ناشی از قیمت های ثابت از اهمیت بالایی برخوردار است

تسلط بر تأمین کنندگان این امکان را به شرکت می دهد که قیمت فروش محصولات خود را در بازار ثبات بخشد زیرا که قیمت مواد اولیه را خود تعیین می نماید.

این به عنوان یک عامل تأثیرگذار به حساب می آید، زیرا سازمان می تواند بهای تمام شده مواد خام مورد نیاز و در نتیجه قیمت محصولات تولیدی را از مجرای به کارگیری استراتژی یکپارچگی عمودی به پایین تثبیت نماید.
هنگامی که عرضه کنندگان کنونی مواد اولیه از سود ناویژه بالایی برخوردار باشند

این بدان معنی است که سازمان می تواند در صنعت سودآور دیگری هم به فعالیت پرداخته و از سودی نسبتا تضمین شده و مناسب بهره مند گردد.
یک سازمان احساس نیاز می کند که باید منابع مورد نیاز را به سرعت به دست آورد و شرکت مربوطه را خریداری نماید.

اگر در صنعتی هستید که مواد اولیه در تولید و ارائه محصول، نقشی کلیدی دارد، صرف هزینه و سرمایه گذاری برای تملک شرکت های تولید کننده مواد اولیه، سیاستی منطقی به نظر می آید.

یکپارچگی افقی
هنگامی که سازمان بتواند در یک بازار خاص، منطقه یا ناحیه از ویژگی های انحصاری استفاده نماید

استفاده از استراتژی یکپارچگی افقی، مشروط بر این است که دولت، شرکت را متهم به نقض قوانین ضد انحصاری ننماید و موجب کاهش یافتن رقابت نشود و نتوان چنین اتهامی را به شرکت وارد کرد.

توجه داشته باشید که این قانون در کشورهای توسعه یافته با شدت زیادی اجرا می شود.
هنگامی که سازمان در یک صنعت رو به رشد رقابت می کند.

این یکی از بهترین محرک ها و انگیزه ها برای خرید سازمانی با فعالیت و محصول مشابه می باشد. محصولی که فروش خوبی دارد و بازار به آن اقبال مناسبی دارد و هر میزان محصول که شما بتوانید تولید کنید، مشتری و خواهان دارد.
هنگامی که استفاده نمودن از پدیده ای به نام صرفه جویی مقیاس به عنوان یک مزیت رقابتی به حساب آید.

هنگامی که دو سازمان با زمینه فعالیت مشابه در یکدیگر ادغام می شوند، بسیاری از فعالیت های هزینه بر آنها را می توان برای دو شرکت منظور نمود. طبیعی است که مقصود از هزینه ها، بیشتر هزینه های سربار می باشد تا هزینه های مستقیم که به عنوان مثال می توان از هزینه های طراحی، تحقیق و توسعه، بازاریابی و . . . نام برد.

تصور کنید دو شرکت ایران خودرو و سایپا در یکدیگر ادغام شوند، طبیعتا هزینه های طراحی خودرو یا خدمات پس از فروش و نمایندگی های آنها بر حجم بیشتری محصول سرشکن می شود و این یعنی صرفه جویی مقیاس.
هنگامی که سازمان دارای سرمایه و منابع مورد نیاز باشد و بتواند سازمانی گسترده را به شیوه ای موفقیت آمیز اداره کند.

یکی از بهترین مثال ها در این زمینه شرکت جنرال الکتریک است که در زمینه های بسیار متنوعی فعالیت می کند و این تنوع و گستردگی مانع از آن نشده که شرکت عملکردی فوق العاده داشته باشد.
شرکت های رقیب، توان پایینی داشته باشند

این استراتژی را استفاده کنید هنگامی که شرکت های رقیب، به سبب نداشتن تخصص ها و مهارت های مدیریتی لازم، دارای مشکل یا ضعف باشند یا اینکه فاقد منابعی باشند که در اختیار سازمان شما می باشد.

توجه کنید اگر شرکت های رقیب، عملکردی ضعیف دارند و این بدان سبب است که در صنعت مزبور فروش رو به کاهش می رود، به کارگیری استراتژی یکپارچگی افقی، نمی تواند اثربخش باشد.

به این مطلب امتیاز دهید

مدیریت استراتژیک – تشریح استراتژی های یکپارچگی

مقدمه

در فرآیند برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک ، پس از انجام مراحل گوناگون مانند تهیه بیانیه ماموریت، تعیین چشم انداز، تحلیل محیط درونی و ارزیابی محیط بیرونی، شما بایستی استراتژی های بر آمده از مطالعاتی را که تاکنون انجام داده اید، تدوین نمایید.

مطلبی که پیش روی شماست، استراتژی هایی را که برای هر سازمانی، صرفنظر از زمینه ی فعالیت آن، ممکن است قابل انتخاب باشد را ارائه می کند و در مورد آن ها توضیحات لازم را در اختیار شما قرار می دهد تا با آگاهی کافی نسبت به تعیین، ارزیابی و انتخاب استراتژی ها اقدام نمایید. استراتژی هایی که سازمان را کمک می کند تا سر پا بماند، رشد کرده و توسعه یابد.

استراتژی ها، در دسته های کلی ذیل، طبقه بندی می گردند.
استراتژهای یکپارچگی یا ادغام
استراتژهای تمرکز
استراتژهای تنوع
استراتژهای تدافعی

هر کدام از دسته های کلی فوق، استراتژهای دیگری را شامل می شوند که در این مطلب، استراتژی های زیرمجموعه استراتژی های یکپارچگی، توضیح داده خواهد شد.

۱ – استراتژهای یکپارچگی یا ادغام

در دنیای کسب و کار یکی از استراتژی های رایج برای توسعه و رشد شرکت ها، ادغام با دیگر شرکت ها است. این استراتژی در دنیا آنقدر متداول و مرسوم است که کمتر صنعت و شرکتی است که می تواند خود را از آن مصون تلقی کند.

تصاحب، ادغام و ترکیب، مفاهیمی هستند که با تفاوت هایی در شکل اجرا، این استراتژی را شکل می دهند. به عنوان مثال در ادغام، شخصیت حقوقی شرکت خریدار، حفظ شده اما شرکت هدف به عنوان یک واحد کسب و کار به فعالیت خود ادامه داده ولی شخصیت حقوقی آن حذف می گردد. تصاحب می تواند خرید سهام یا دارایی ها را نیز شامل شود.

در یک تقسیم بندی، خریداران به خریداران استراتژیک و مالی تقسیم بندی می شوند. خریداران مالی، شرکت ها را برای سرمایه گذاری مالی و استفاده از فرصت های سرمایه گذاری، تصاحب می کنند. خریداران استراتژیک، شرکت هدف را برای توسعه و بقای کسب و کار خود، به تصاحب در می آورند.

در یک تقسیم بندی دیگر توسط محققین، رفتار تصاحب کنندگان به دو دسته تهاجمی و دوستانه تقسیم می شود.

در استراتژی های یکپارچگی، یک شرکت می کوشد تا توزیع کنندگان، عوامل و نمایندگی های فروش، تأمین کنندگان مواد اولیه، پیمانکاران و یا شرکت های رقیب را تحت کنترل و مالکیت خود درآورد. استراتژی های یکپارچگی، خود نیز به سه دسته استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا، استراتژی یکپارچگی عمودی به پائین و استراتژی یکپارچگی افقی تقسیم بندی می شود که انواع آن را توضیح خواهیم داد.

الف – استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا Forward Integration

معنا و مفهوم استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا این است که شرکتی با خریدن و به تملک خود درآوردن شرکت های توزیع، پخش و فروش می کوشد بر مراحل پس از تولید محصول که تحت عنوان کلی توزیع و فروش، نامیده می شوند، تسلط پیدا کرده و کنترل خود را بر این قسمت، افزایش دهد. اگر زنجیره تولید یک محصول یا ارائه خدمات را شامل مراحل زیر بدانیم

۱ – بررسی و تحلیل بازار و نیازهای مشتریان

۲ – طراحی محصول / خدمت

۳ – تأمین ، تدارکات و خرید

۴ – تولید / عملیات / ارائه خدمت

۵ – بازاریابی

۶ – توزیع

۷ – فروش

۸ – خدمات پس از فروش

شرکت یا سازمانی که از استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا، استفاده می کند، سعی خواهد کرد بر دانه های بیشتری از این زنجیره، تسلط پیدا کرده و توان تأثیر گذاری مستقیم و کنترل مؤثرتری بر مراحل بالاتر و انتهایی زنجیره داشته باشد.

هنگامی که شرکتی، این استراتژی را انتخاب می کند و به کار می گیرد، باعث می شود که واسطه ها، توزیع کنندگان و فروشندگانی که در شبکه توزیع و فروش قرار گرفته اند، حذف شوند، گردش موجودی های شرکت، افزایش یابد، مدیریت موجودی تسهیل گردد و شرکت بتواند در قیمت گذاری محصولات، آزادانه تر عمل کند.

تصور کنید یک شرکت تولید کننده مواد غذایی به جای اینکه محصولات تولیدی خود مانند رب گوجه فرنگی را به عمده فروشان بفروشد و آن ها نیز با سیستم های انبارداری و توزیع خود، محصولات را به فروشگاه های بزرگ و یا خرده فروشان عرضه کنند تا توسط آن ها به دست مصرف کننده نهایی برسد، خود در استان ها و شهرهای مختلف کشور، شرکت های عمده فروشی را خریداری کرده و فعالیت های توزیع و فروش را خود به دست گیرد.

طبیعی و منطقی است که شرکت مورد نظر ما با در اختیار داشتن چنین سیستم توزیع و فروش گسترده ای، مزیت های رقابتی قابل توجهی مانند آنچه در ذیل آمده است، را کسب خواهد نمود.
سودی راکه تاکنون عمده فروشان کسب می کردند، نصیب شرکت می شود
می تواند از تمام یا یخشی از سود مرحله ی توزیع، صرفنظر کرده و در ارائه محصول خود با قیمت مناسب تر نسبت به رقبا، اقدام نماید تا جهت افزایش فروش، کسب سهم بیشتری از بازار و عقب راندن رقبا عمل نماید
با دراختیار داشتن اطلاعات واقعی، موثق و به روز از موجودی محصولات خود، مدیریت موجودی موثرتری را اعمال نماید
از پیگیری های زیاد و فرسایشی جهت دریافت مطالبات و یا تأخیر و تعویق در آن ها خلاص می شود
با در دست گرفتن سیستم توزیع، محصولات خود را نسبت به رقبایی که کنترلی بر سیستم توزیع ندارند، در شرایط بهتری عرضه کند و مشکلاتی را در راه توزیع محصولات رقبا ایجاد کند
با نزدیک تر شدن به بازار مصرف، مشتری و مصرف کننده نهایی، بازخوردی دقیق تر و اطلاعاتی ارزشمند از شرایط بازار، سلائق، خواسته ها و نیازهای مشتریان به دست آورده و در تحلیل بازار و استفاده از اطلاعاتی که از تحقیق در بازار به دست آورده جهت انجام تغییرات و اجرای اقدامات اصلاحی مناسب در راستای منطبق کردن و نزدیک تر کردن ویژگی ها و خصوصیات محصول خود با آن چه که در بازار مصرف، مورد نیاز است و خواهان دارد، فعالیت های سریع تر، کاراتر و اثربخش تری را طرح ریزی نموده و به عرصه اجرا درآورد.
و بسیاری مزایای دیگر

مشخص است که به دست آوردن مزیت های رقابتی وسوسه کننده و چشمگیر فوق، نیازمند صرف انرژی، هزینه، منابع و امکانات زیاد در بستری مساعد و مناسب می باشد. توجه داشته باشید که یک عامل و شرط مهم این است که شرکتی که می خواهد دست به اجرای این استراتژی بزند، دارای بنیه مالی مناسبی باشد. عامل دیگر، توان مدیریتی، تخصصی و کارشناسی بالای شرکت می باشد که بتواند این استراتژی را به خوبی برنامه ریزی کرده و سازمان هایی را که تحت تملک خود درمی آورد به صورت مناسبی مدیریت نماید.

ب – استراتژی یکپارچگی عمودی به پایین Backward Integration

تمامی شرکت ها، جهت تولید محصول، نیازمند مواد اولیه می باشند تا طی فرآیندهای ساخت و دارای ارزش افزوده، مواد اولیه و کالاهای ورودی را تبدیل به محصولی نمایند که مشتری بابت خرید و دریافت آن، بهای مناسبی را بپردازد.

شرکتی که استراتژی بکپارچگی عمودی به پایین را انتخاب می کند و به کار می بندد، سعی می کند، شرکت یا شرکت های تأمین کننده مواد اولیه مورد نیاز خود را خریده و تحت مالکیت درآورد.

جهت تشریح این استراتژی، شرکتی را در نظر بگیرید که موتور خودرویی مانند پراید را تولید می کند. این شرکت قطعات متنوع و گوناگون موتور را از تولید کنندگان این قطعات، خریداری و تأمین می کند که اصطلاحا به آن شرکت ها، قطعه ساز می گوییم. یک شرکت، بلوک سیلندر پراید را تولید و عرضه می کند و دیگران، قطعات سرسیلندر، بوش، یاتاقان، میل لنگ، میل سوپاپ، شاتون و . . . را. اگر شرکت اصلی تولید کننده مجموعه موتور، یک شرکت تولید کننده بلوک سیلندر را خریداری و تصاحب کند، استراتژی عمودی به پایین را اجرا کرده است.

در مثالی دیگر، شرکتی را تصور نمایید که یخچال فریزر، تولید می کند. اگر این شرکت، یک واحد تولید کننده کمپرسور یخچال فریزر را تحت مالکیت خود درآورد، او نیز استراتژی عمودی به پایین را اجرا نموده است.

زنجیره تأمین یک محصول را که در بالا ملاحظه نمودید، در اجرای این استراتژی، سازمان ها، سعی می کنند شرکت هایی را که در مراحل قبل تر از خودشان قرار دارند را خریده و تحت کنترل خود درآورند.

در مورد انتخاب این استراتژی توسط یک شرکت، عوامل بسیاری تأثیرگذارند و می توان مباحث بسیاری را در مورد این موضوع مطرح نمود.

در این مطلب، انتخاب یا عدم انتخاب یک استراتژی خاص توصیه نمی شود و هدف نیز ارزش گذاری استراتژی ها نمی باشد، زیرا فرآیند مدیریت استراتژیک و بالاخص انتخاب استراتژی ها، با توجه به شرایط و وضعیت سازمان و محیط و بازاری که سازمان در آن قرار دارد انجام می شود و نمی توان بطور کلی گفت که این استراتژی، خوب و موثر و آن یکی، نامناسب و ناکارآمد است.

اما در مورد استراتژی یکپارچگی عمودی به پایین، صحبت فراوان است. شاید شما نیز با رویکرد عمومی سازمان ها چه در عرصه جهانی و بین المللی و چه درسطح کشور خودمان به برون سپاری، آشنا باشید. در این دوره زمانی، صاحب نظران به نام مدیریت به هر چه سبکبارتر شدن سازمان ها برای حرکت آن ها به سمت سازمان چابک و انعطاف پذیر، تأکید فراوان می نمایند تا سازمان ها و شرکت ها بتوانند به سرعت و با کمترین هزینه در قبال بازار و محیطی که شرایط آن و خواسته های مشتریان آن به سرعت در حال تغییر است هماهنگ شوند.

حتی با در نظر گرفتن اقبال عمومی سازمان ها به برون سپاری نیز نمی توان گفت که استراتژی یکپارچگی عمودی به پایین، اقدامی مناسب نمی باشد چه آنکه ممکن است در برخی شرایط برای سازمانی، مفید و موثر باشد.

نکته دیگر در مورد ارتباط سازمان با تأمین کنندگان خود و رویکردی که باید در پیش بگیرد آن است که تا همین چندی پیش سازمان ها، سعی می کردند با برقراری رابطه با تعداد زیادی تامین کننده و با ایجاد رقابت بین آنها، مواد و کالاهای مورد نیاز خود را با پایین ترین قیمت، تهیه کنند اما گسترش و رواج سیستم های مدیریت کیفیت و توسعه رویکردی که سازمان های ژاپنی و بالاخص، تویوتا نسبت به تأمین کنندگان خود در پیش گرفته اند، این مسأله یعنی رابطه با تعداد زیاد تأمین کنندگان، کمرنگ شده است.

امروزه شرکت هایی که سیستم های مدیریت کیفیت را به صورتی موثر پیاده سازی کرده اند، بیشتر در پی آنند که روابط بلند مدت و پایدار با تأمین کنندگان خود برقرار کنند و از این رهگذر مایحتاج خود را با کیفیت بالاتر و تطابق بیشتر با خواسته ها و ویژگی های فنی مورد نظر خود تهیه نمایند. رابطه ای که بر پایه منافع متقابل تأمین کننده و سازمان بنا شده و یک بازی برد – برد، برای دو طرف محسوب می گردد.

در این موقعیت، تأمین کننده با اطمینان خاطر بیشتر به جهت اعتماد سازمان مشتری، تشکیلات، تجهیزات و نیروی انسانی خود را جهت هر چه بیشتر برآورده کردن خواسته های کیفی، کمی و قیمتی مشتری، سازماندهی و مدیریت می نماید، این رویکرد به عنوان یکی از اصول هشتگانه مدیریت کیفیت، یکی از مفاهیم اصلی مدیریت کیفیت جامع TQM و یکی از توصیه های اصلی دکتر دمینگ نیز می باشد.

استراتژی یکپارچگی عمودی به پایین در برخی موارد بسیار مناسب و اثر بخش می باشد. مخصوصا در مواقعی که

شرکت به عرضه کنندگان مواد اولیه خود اعتماد کافی نداشته باشد

تامین کنندگان، قیمت مواد اولیه را بسیار بالا منظور می کنند

و یا نمی توانند میزان مورد نیاز مواد اولیه و یا مواد اولیه را با کیفیت مناسب در اختیار شرکت قرار دهند.

مشابه آنچه که در مورد شرایط لازم برای دست زدن به اجرای استراتژی یکپارچگی عمودی به بالا گفتیم شرکت بایستی توان مالی و مدیریتی لازم و کافی برای مدیریت سازمان های دیگر، یعنی شرکت های تأمین کننده ای را که تحت تملک خود در آورده را داشته باشد.

اجرای این استراتژی به صورت مناسب و با در نظر گرفتن عوامل موثر، منجر به کسب مزیت های رقابتی ذیل برای سازمان می شود.
اطمینان خاطر از تهیه و تأمین و در دسترس بودن مواد اولیه به لحاظ کمی و کیفی
کسب سود در صنعت و زمینه ای که تاکنون نصیب تأمین کننده می گردید
تسلط بر بازار مواد اولیه و امکان کنترل رقبا
به کارگیری استراتژی رهبری هزینه

شرکت می تواند از بخشی از سود حاصل از فروش مواد اولیه، صرفنظر کرده و قیمت محصول نهایی خود را جهت افزایش نفوذ و سهم خود در بازار، کاهش دهد.

پ – استراتژی یکپارچگی افقی Horizontal Integration

این استراتژی به این معنا می باشد که سازمانی، شرکت های رقیب خود را خریده و تحت مالکیت خود در می آورد.

یک شرکت تولید کننده مواد غذایی که محصولی مانند ماکارونی، تولید می کند را تصور کنید که یک کارخانه تولید ماکارونی دیگر را تصاحب می نماید. مثلا شرکت تک ماکارون، شرکت زر ماکارون را خریداری نماید. این استراتژی، عمدتا در مواقعی توسط یک شرکت اتخاذ می گردد که زمینه ای که در آن فعالیت می نماید، روبه رشد باشد و آن صنعت، سود آور بوده و در حال توسعه باشد.

به این مطلب امتیاز دهید